گروه سياسي تابان: براي شروع يك مصاحبه با حجت الاسلام عليخاني ، چيزي دشوار تر از آن نيست كه سعي كني در مدت محدود مصاحبه، تمام آن سوالهايي را كه در حوزه سياست ،مديريت و حتي امور عمراني استان و كشور در ذهن داري، اولويت بندي كني و پاسخ بگيري.عليخاني حتي در طول مصاحبه با همان انرژي و حرارتي صحبت مي كند كه در نطق هاي آتشين خود در مجلس.گلايه عمده وي از بي توجهي مسوولين به مشكلات مردم است و اگرچه <سياسي بودن صرف> گفته هايش را قاطعانه رد مي كند اما اذعان دارد :<آنجا كه مساله حق مردم استان به خصوص مردم محروم روستاها در ميان باشد بي توجه به سنگ اندازي ها >پيش خواهد رفت و در شرح چگونگي مواجه با مشكلات از<مردمي> سخن مي گويد كه به تعبير وي: <همه چيز را براي انقلاب داده اند و اكنون لياقت وضعيت بهتري را دارند>.
- اكنون نزديك به 9 ماه از آغاز كار مجلس هشتم ميگذرد. فضاي اين مجلس تاكنون چگونه بوده است؟
مجلس هشتم تغيير چنداني با مجلس قبلي نداشته است، عدهاي از قبل بودهاند و عدهاي هم جديد آمدهاند و بنده هم در طيف اقليت مجلس هستم، ضمن آنكه براي رفع مشكلات با سران اصولگرا هم ميتوانم كار كنم؛ چون با بسياري از اين افراد سابقه دوستي دارم و آنها را قبول دارم. با رييس مجلس آقاي لاريجاني هم از دوره ششم مجلس كه ايشان رييس صدا و سيما بودند و بنده هم علاوه بر نمايندگي، رياست شوراي نظارت بر صدا و سيما را بر عهده داشتم، ارتباط نزديكي دارم. البته نمايندگان همواره در چارچوب قانون حق اظهارنظر در همه امور كشور را دارند و لذا بنده هم سعي ميكنم در اين زمينه از تمام ظرفيتهاي قانوني براي انجام اين وظيفه استفاده كنم.
- عمده فعاليتهاي شما در مجلس هفتم در چه زمينهاي بوده است؟
در اين مجلس همچون گذشته سعي كردهام در جهت منافع مردم، محرومين، كارگران، فرهنگيان و هر قشري مظلوم ديگري كار كنم. بخش وسيعي از سخنان و تذكرات بنده، دفاع از اقشار ضعيف و محروم استان بوده است و مشكلات آنها را تا جايي كه توانستهام، پيگيري كردهام.
- اين سخنان و پيگيريها چه نتايجي داشته است؟
وظيفه نماينده، نظارت و انتقال نارساييهاست، چون كار اجرايي در دست قوه مجريه يعني دولت است، با اين حال بايد بگويم، بله؛ بسياري از مواردي كه تذكر دادهايم و پيگيري هم كردهايم، خوشبختانه به رفع مشكل هم منجر شده و خلاصه بيپاسخ نمانده است. در اين مدت مكاتبات فراواني براي انتقال مشكلات داشتهام. به شخص آقاي احمدي ن-ژاد، وزرا و معاونين ايشان بارها نامه نوشتهام. استان قزوين، به خصوص در بخش كارگري مشكلات زيادي دارد. البته كارگران عزيز ميدانند كه همواره فرياد آنان را به گوش مسوولان رساندهام.
- برخي منتقدين محافظه كار، شما را يك سياستمدار <چپ> ميدانند و برخي نيز شما را متعلق به طيف <محافظه كار>، شما خود را در صف كدام گرايش سياسي كشور ميدانيد؟
مواضع سياسي من در گذشته و حال مشخص است و من خود را <چپ> و به قول امروزيها <اصلاح طلب> ميدانم، منتها اصلاح طلب با حفظ اصول، نه از جنس برخي افراد بي ريشه.
- منظورتان از افراد بي ريشه چه كساني است؟
منظور از افراد بي ريشه آن عده از افرادي در ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان است كه با وجود شعارهاي تند، اعتقادي به حرفهاي خود ندارند و براي انقلاب سيلي نخوردهاند، بلكه فقط به دنبال استفاده از فرصت هستند. اصلاحطلب كه به اصول پايبند باشد، يعني اينكه فرد در عين اصلاحطلبي اولاً به قانون اساسي و ولايت فقيه معتقد و ثانياً به اصول و آرمانهاي انقلاب و امام پايبند باشد و اين مشخصه يك اصلاح طلب اصولگراست، نه اينكه افراد، هر ايدهاي را بدون تفكر و تنها بر اساس فضاي رايج مطرح كنند يا بيجهت به نام اصولگرا يا اصلاحطلب از مواردي كه ممكن است مخالف اسلام يا خط امام و رهبري باشد و با معيارهاي اصلاح طلبي ياا صولگرايي واقعي در تعارض باشد، دفاع كنند. متاسفانه اين روزها برخي حرفها به خصوص در ميان اصولگرايان زده ميشود كه آدم متاسف ميشود از اينكه اين فرد نام اصولگرا را يدك ميكشد.
- آيا رفتار و عملكرد دولت نهم را مطابق با اصولگرايي - به تعبيري كه گفتيد- ميدانيد؟
دولتي ميتواند مدعي اصولگرايي باشد كه نيروها و عناصر كليدي آن هم واقعاً به اصولگرايي پايبند باشند، اما از زمان روي كار آمدن دولت نهم مشاهده ميكنيم كه برخي مشاورين آنها، گاهي به مراجع توهين ميكنند، يا فرد ديگري در داخل همين دولت با مردم اسراييل ابراز دوستي ميكند، بنابر اين، اينها اصولگرا نيستند، زيرا اصولگرايي صرفاً با حرف و شعار نيست. در هر زماني مراجع، حوزهها و علما مورد احترام بودهاند و اكنون نيز بايد مورد احترام باشند، بنابر اين نميتوان به ادعاي اصولگرايي دست به تخريب زد و اگر برخي مراجع با ايدههاي ما مخالفاند، آنها را تخطئه كنيم. به اعتقاد بنده افراد تندرو و فرصت طلب، هم در زمان قدرت گرفتن اصلاح طلبان و هم حالا كه دوره اصولگرايان است، وجود داشته و دارند كه اين تندروها در هر جناحي كه باشند باعث زيان و خسارتاند. لذا تاكيد ميكنم؛ همانطوري كه در بين اصلاحطلبان، افراد افراطي وجود داشتند و حرفهايي ميزدند كه با اصول ما سازگاري نداشت، تندروهايي هم در بين اصولگراها هستند و گاهي حرفهايي ميزنند كه با منطق اصولگرايي وراه امام سازگاري ندارد، لذا ما هميشه به دنبال تعادل بودهايم و معتقديم كه دولتي كه در راس كار است بايد تعادل داشته باشد، اما اين وضعيت در دولت فعلي وجود ندارد و شاهد اين هستيم كه در اين دولت، بسياري از افراد بيتجربه و تند به كار گرفته شدهاند، خب در ابتدا به كارگيري اين افراد را به عنوان يك ارزش جلوه ميدادند اما، كشوربه دليل سوء مديريت اين افراد لطمات زيادي ديده است.
دليل مخالفت شما با اين افراد به همين دليل است؟
بله، به اين وضعيت مديريتي انتقاد دارم و همچنان بر انتقاداتم محكم ايستادهام، چون تجربه دارم و شم سياسي من اجازه نميدهد هر چه كه به نام ارزش يا اصولگرايي انجام ميدهند، قبول كنم. دولت هم، كار را به جايي رسانده كه برخي ازعقلاي طيف اصولگرا هم عملكرد و مديريتش را قبول ندارند.
اين ضعف مديريت در سطح استان هم براي شما محسوس بوده است؟
سه و سال واندي است دولت جديد آمده است و مسوولان دولتي در استان قزوين علاوه بر سوء مديريتهايي كه داشتهاند، تا جايي كه توانستهاند، كارشكني كردهاند و قاطعانه ميگويم كه هيچ مسوولي در دوره استاندار قبلي، از بخشداري گرفته تا فرمانداري، با ما در جهت رفع مشكلات مردم همكاري نداشته كه هيچ، كارشكني هم كرده است.
- استاندار چطور؟
استاندار پيشين براي كارشكني عليه ما يك <انگيزه قوي> داشت. استاندار جديد هم كه آمده، در عمل موفق به انجام كار موثري نشده است. البته خود آقاي طاهايي فينفسه انسان خوبي است، منتها براي حل مشكلات استان صرف خوب بودن مشكلي را حل نميكند و آيا اين انسان خوب، كار بزرگي هم توانسته انجام بدهد؟ مديران ضعيف را كنار گذاشته است؟ تشكيلات تحت نظر خود را دچار تحول كرده است؟ بسياري از نيروهاي استانداري، همان نيروهاي ضعيف گذشته هستند و ايشان بيشتر سعي ميكند به نوعي افراد را راضي نگه دارد. بنده به دفعات تلاش كردهام برخي مديران ضعيف و ناكارآمد مانند رييس سازمان آموزش و پرورش عوض شوند اما استاندار و در برخي موارد برخي نمايندههاي استان مانع شدهاند يا اصلا خود وزارتخانه قصد تغيير فلان مدير كل ضعيف خود در استان را داشته است، اما استاندار مانع شدهاند؛ حال آنكه به نظر من نبايد با مدير ضعيف رودربايستي داشت.
- شما از مشكلات استان و كارشكني مسوولان صحبت كرديد. عمده اين مشكل چه مواردي است؟
استان ما حقيقتاً از استانهاي مشكلدار است؛ از نظر وضعيت عمراني، كارگري و كشاورزان، مشكلات فرهنگيان، عمران روستاها، خشكسالي، راههاي استان، آب كشاورزي و از همه بدتر عدم اجراي مصوبات دولت.
- يعني ميخواهيد بگوييد مصوباتي كه خود دولت تصويب كرده است هم اجرا نشدهاند؟
بر اساس مصوبه مجلس شوراي اسلامي، به طور طبيعي همه ساله در 25 تا 30 روستاي استان، گازرساني صورت ميگرفت. دولت در سفر استاني به قزوين، تصويب كرد؛ به 100 روستاي ديگر گازرساني شود كه متاسفانه نه تنها اين مصوبه عملي نشد بلكه سهميه خود استان هم به طور كامل انجام نشد. آقاي امير طاهرخاني ديگر نماينده استان، فهرستي از مصوبات دولت تهيه كردهاند كه نشان ميدهد؛70 فقره از مصوبات و تعهداتي كه دولت داشته، انجام نشده است و من در نطق اخيرم از رييس جمهور خواستم قبل از سفر مجددشان به استان، اول تكليف آن مصوبات قبلي را روشن كنند؛ كشور كه با شعار و وعده اداره نميشود. البته رييس جمهور محترم خيلي مقصر نيست، بلكه مديران استاني و بعضي از وزارتخانهها هستند كه توجه و انگيزه ندارند، مثل وزارت نيرو، راه و ترابري و جهاد كشاورزي.
- امكان دارد برخي از اين موارد را جزييتر توضيح بدهيد؟
همين پل پليوينا؛ شما ببينيد! نماينده وظيفه دارد تذكر بدهد و پيگيري كند و من چقدر تذكر دادم و فرياد زدم اما اين پل هنوز تكميل نشده است. رييس جمهور در سفر اول خود، وعده بودجه يك ميلياردي را براي حل مشكل داده بود، ما اين همه براي دريافت اين بودجه تلاش كرديم، در وزارتخانه جلسه گذاشتيم، پس از اين همه مدت پانصد ميليون تومان دادند كه قرار شد مابقي را چند وقت ديگر بدهند كه ممكن است يكي دو هفته گذشته داده باشند. آخر براي يك كار ساده كه نبايد اين قدر وقت تلف كرد و اين همه انرژي از يك نماينده براي دريافت حق استان صرف شود. يكي از مصوبات دولت در مورد استان، گازرساني به رودبار الموت و رودبار شهرستان بود. من اينجا خدمت مردم استان عرض ميكنم كه با وجود تهيه نقشه و انجام كار كارشناسي، تا اين لحظه براي آن قدمي برداشته نشده است. مسوولان امر يك بار گفتند؛ اين طرح 15 ميليارد هزينه دارد، دفعه بعد گفتند 70 ميليارد، ما بارها نامه نوشتيم، با وزير قبلي و وزير جديد- آقاي نوذري جلسه گذاشتيم، با آقايان كه در مورد اخير، آقاي امير طاهرخاني هم حضور داشتند، اما تا اين لحظه چيزي عايد مردم نشده است.
رسيدگي به مشكلات چهار كارخانه جزو مصوبات دولت بود كه از اين ميان، تنها كارخانه لامپ الوند را تحويل فردي دادند كه مديريت و مشكلات را حل كند كه او هم اخيراً به خاطر عدم دريافت تسهيلات مالي و وام به مشكل برخورده است و اگر به وي كمك نشود، كارخانه او هم تعطيل ميشود. پوشينه بافت، مهنخ و نازنخ هم هنوز مشكلشان حل نشده است، در حالي كه رفع مشكلات اين كارخانهها جزو مصوبات بود. من از ابتداي كار اين مجلس هشتم، پيگيريهاي زيادي كردهام و در اين 8 ماه، 6 بار نطق پيش از دستور داشته و اين جداي از پيگيريها و مكاتباتي است كه داشتهام، اما وقتي آن طور كه بايد، به داد مردم نميرسند و تازه ما را متهم به سياه نمايي ميكنند، ديگر چه بايد كرد؟
- آقاي عليخاني برخي در عين حالي كه اين تلاشها را قبول دارند، ميگويند؛ شما بيشتر براي روستاها تلاش ميكنيد تا شهر، حال آنكه شهرهاي استان از جمله قزوين هم مشكلات فراواني دارند؟
اولا؛ روستايي هم همانقدر حق دارد كه شهري دارد. روستايي هماناندازه از منابع كشور سهم دارد كه يك شهري دارد. ثانيا؛ در شهرهاي استان و شهر قزوين، مشكلي نبوده كه من در جريان قرار بگيرم و در مورد آن پيگيري نكرده باشم. در مورد مشكلات مربوط به شهرها هم تلاش بسياري كردهام و برآوردم اين بوده است كه بخش زيادي از اين مشكلات، ناشي از سوءمديريت افراد است.
براي مثال؛ به صراحت ميگويم كه اين فرماندار، به درد قزوين نميخورد و توانايي اداره شهر را ندارد. بخشدارهايي كه منصوب كردهاند افرادي بيتجربهاند و جناحي و سياسي عمل ميكنند. بنابراين، اين از امتيازات من است كه هم پيگير مشكلات شهرها و هم روستاها بودهام.
آيا كسي بهاندازه من به روستاها به خصوص روستاهاي دوردست رفته است؟ آيا كسي به اندازه من در جريان مشكلات آنان هست؟ خدا شاهد است وقتي به روستاها ميروم و مشكلات را ميبينم، واقعاً منقلب و متاثر ميشوم. چرا مسوولان در شهر نشستهاند و فكري به حال بدبختي اين مردم در روستاها نميكنند؟ شما به وضعيت خشكسالي اين استان نگاه كنيد! من معتقدم و اعلام هم كردهام كه وزارت جهاد در رسيدگي به وضعيت خشكسالي استان قزوين، بيعدالتي كرده است. من همين امروز با معاون جهاد صحبت ميكردم، گفتم شما به ما وعده كمك 5 ميلياردي براي جبران خشكسالي داده بوديد، اما فقط يك ميليارد دادهايد، اين الموت و رازميان چه ميشود؟ اين طارم سفلي، بشاريات، آبيك و البرز چه ميشود؟ چندي پيش در سفر به رازميان ديدم كه محصولات مردم از بي آبي از بين رفته و خشكيده است. مردم مشكل دارند، زندگيشان در حال نابودي است. در روستاهاي سوگا و دربند رودبار شهرستان، مردم ميگويند؛ منابع طبيعي درختان 12 ساله گيلاس ما را بريده است، آن هم درختان كشاورزاني را كه نان ندارند، بخورند؛ حالا شما بگوييد عليخاني ضد دولت است. آخر اين وضعيت چه جاي تعريف و ستايش دارد؟ از منابع طبيعي ميپرسم كه؛ به چه دليل اين كار را كرده است؟ميگويند؛ ما براي اين كار حكم داريم. كدام قاضي حكم ميدهد اين كار را با مردم گرسنه و خشكيزده انجام دهيد؟ آقاي شاهرودي راضي است؟ مقام معظم رهبري راضي است؟ ايشان اگر بشنوند، ناراحت نميشوند؟ گيريم كه زمين مال منابع طبيعي است، آيا راه حل در قطع درختان مردم است؟ بنابر اين بايد بگويم اگر چه به مذاق عدهاي خوش نميآيد، اما واقعيت اين است كه بعضي مسوولان، اصلاً انگيزهاي براي خدمت به مردم ندارند و هرچه ميگويند فقط ادعا و شعار است. بعضي از اينها تنها ميز و صندلي را اشغال كردهاند و اين وضعيت بايد تغيير كند.
- وضعيت شهرهاي استان چگونه است؟
ما 23 شهر در اين استان داريم كه به جز قزوين، الوند و زيباشهر، مابقي توان اداره خود را ندارند چون درآمد آنها كم است و شهرداريهاي آنها اكثراً بدهكارند. من هفته گذشته شال بودم - اين شهر اكنون حوزه انتخابيه بنده نيست- ولي مربوط به اين استان كه هست. يكي از اعضاي شوراي شهر شال ميگفت كه 800 ميليون تومان بدهي داريم، آخر يك شهر 20 هزار نفري مثل شال- با آن وضعيت محروم و كوچههاي خراب- چطور اين همه بدهي دارد؟ هر چند درگذشته تلاشهاي فراواني براي رفع محروميت اين منطقه انجام دادهام، اما به خاطر شدت محروميت، بازهم اين منطقه نياز به رسيدگي دارد.
- اما دولتيها بعضاً معتقدند؛ عمده خدمات به اين منطقه، در زمان دولت نهم بوده است.
مردم منطقه بويينزهرا بهتر از هر كس ديگري از واقعيت باخبرند. مدرسهها، درمانگاهها، مساجد و جادههاي بويينزهرا و آوج شاهد اين تلاشهاست. علاوه بر همه اينها، چه در دوران پيش از خاتمي و چه در دوران ايشان و بلكه از بدو پيروزي انقلاب، بنده موفق به جذب بودجههاي عمراني مختلفي شدم كه صرف شهرداريها و خدماترساني به مردم شد. در همين منطقه آوج، بزرگترين خدمات در زمان زلزله صورت گرفت و در دوره آقاي خاتمي، 13 هزار منزل مسكوني براي آسيب ديدگان ساخته شد و علاوه بر آن از محل وام بانك جهاني، جاده آوج- آبگرم وآبگرم دوراهي همدان دوبانده و بخش عظيمي از كارها در اين دوره تامين اعتبار شد و بسياري از ادارات و مراكز آموزشي و كارهاي عمراني محصول دولتهاي گذشته و نمايندگي بنده بوده است. اما متاسفانه در مراسم افتتاح جاده بويينزهرا، در حضور وزير راه، با بي مهري گفته شد كه در دولت قبلي فقط كلنگ اين جاده زده شده بود! البته براي رد اين ادعاي ناصحيح، حرف و دلايل مستند فراواني وجود دارد، ولي من در آنجا ملاحظه كردم. از عزيزان ميپرسم؛ واقعا در دولت خاتمي فقط كلنگ زده شده بود؟ آقاي خاتمي در سفر اول خود به قزوين گفتند كه اين جاده بويينزهرا و آوج دوبانده شود و بنده هم پيگير اين دستور شدم و به دفعات وزراي مختلف را به منطقه آوردم تا در اين كار تسريع بشود و در واقع طرح دوبانده شدن اين جاده در زمان دولت آقاي خاتمي انجام و بخشهاي اصلي آن زير سازي شده و سازمان برنامه و بودجه وقت، هر سال 3 ميليارد بودجه براي دوبانده كردن اين جاده از طريق مجلس اختصاص داده بود. نزديك به 6 سال در دولت آقاي خاتمي براي اين طرح، بودجه تخصيص مييافت و بخشهاي عمده آن در حال ساخت و ساز بود كه طبيعي است هردولتي كه ميآيد، ادامه كار را ميگيرد و طرحها را به پايان ميرساند و خاتمه اين طرح نيز به دوره دولت نهم گره خورد و در همين زمان هم به پايان رسيد كه ما انصاف به خرج ميدهيم و ميگوييم: دستش درد نكند، كما اينكه دست دولت قبلي هم درد نكند؛ اما اين انصاف نيست كه تلاشهاي ديگران را انكار كنيم.
من از اين فرصت استفاده ميكنم و قاطعانه ميگويم كه پايهگذاري دو بانده شدن جاده بويين زهرا- قزوين دولت خاتمي بود، همانگونه كه باند دوم جاده مردآباد- اشتهارد به سمت بويينزهرا هم كار زمان دولت خاتمي بود و طبيعي است كه قسمت آخر كار بيافتد دست دولت بعدي؛ اگرچه هنوز هم كار پايان نيافته و هنوز 8 كيلومتر از جاده عصمت آباد به بويين زهرا باقي مانده است و شانههاي جاده هنوز خاكريزي نشده است.
حرف من با اين عزيزان اين است كه؛ به فرض، شما منكر اين كارها بشويد، آيا فكر ميكنيد مردمي كه شاهد آن كارها و تلاشها و خدمات بودند، اين ادعاها را باور ميكنند؟ شما بگوييد عليخاني كاري در اين منطقه نكرده است. خاتمي و دولتهاي گذشته كاري نكردهاند؛ مردم چه ميگويند؟ اگر من كاري نكردهام، چطور هنوز هم اگر يك <عليخاني> بخواهد آنجا كانديدا شود، بعضيها به هراس ميافتند؟
در زمان خاتمي و وقتي كه آقاي مسعود خوانساري معاون وزير راه بودند، همين مسير بويينزهرا تا دانسفهان را براي روكش آسفالت پول دادند و بارها پيگيري كردم كه سوابق آن موجود است، اين پيگيريهاي من بود و فقط به اينها محدود نبود. براي مثال؛ از سه راهي دانسفهان تا شال نزديك به 8 كيلومتر است كه در زمان مرحوم امامي استاندار سابق شروع شد و از آقاي بخارايي معاون وزير راه آخرين بودجهاي كه براي آنجا گرفتم 500 ميليون تومان بود كه در زمان مديركلي آقاي آل محمد از تهران به قزوين حواله كردند، در حالي كه متاسفانه هنوز اين پول در آنجا هزينه نشده است، آن وقت بعضي از مسوولين منطقه كملطفي ميگويند كه كاري انجام نشده است؛ آقايان كه هنوز توانايي تمام كردن آن كارهايي كه در گذشته شروع شده را ندارند، چطور چنين ادعاي گزافي را مطرح ميكنند؟
- برخي از مخالفين سياسي شما، اعتراضهاي آتشينتان در مجلس را صرفاً كار سياسي ميدانند، خود شما چه ميگوييد؟
الان كه ديگر زمان انتخابات مجلس نيست كه من بخواهم اين نطقها را انجام بدهم. به اضافه آن، نطقهاي آتشين من مختص امروز و ديروز نيست؛ همه كساني كه بنده را ميشناسند ميدانند كه اگر درجايي متوجه اهمال مسوولان و بي توجهي به مردم شوم با هيچ كس تعارف ندارم.
پس چه عاملي باعث شده كه حقوق مردم استان، استيفا نشود؟
در نطق اخيرم واقعا معترض و ناراحت بودم. در حال حاضر بودجه استان در رتبه 28 قراردارد! اين يك فاجعه است براي اينكه درآمد مالياتي استان قزوين در حدود 140ميليارد تومان است، آن وقت دولت به ما در حدود 170ميليارد تومان بودجه داده است، يعني تنها حدود 30 ميليارد روي آن درآمد مالياتي استان گذاشتهاند و در واقع پول خودمان را با منت به خودمان دادهاند! شما اين را مقايسه كنيد با استان زنجان، قم يا گلستان، آن هم در شرايطي كه استان قزوين دچار مشكلات بسياري است. در سفر مقام معظم رهبري به استان قزوين، وزارت نيرو به مطالعه و انجام كار كارشناسي و در نهايت مطالعه و اجراي 6 سد در اين استان متعهد شد و قرار بود كه اين سدها تا سال 84 به اتمام برسد كه غير از سد <نُهُب> هيچكدام از آنها به جايي نرسيده است. خب به نظر شما براي اين بي توجهي نبايد فرياد زد؟ حالا ما فرياد ميزنيم و اعتراض ميكنيم، آن وقت عزيزاني از استان به ما اعتراض ميكنند كه چرا دولت را تضعيف ميكنيد! آخر مگر قرار نيست ما در اين مجلس وكيل اين مردم باشيم يا انتظار دارند وكيلالدوله باشيم؟ رييس محترم مجلس به خاطر اعتراض من به وزير نيرو، زنگ ميزند و ميگويد؛ چرا بودجه قزوين را كم گذاشتيد و باعث نطق عليخاني شديد؟ و وزير هم در كمال تعجب ميگويد كه اصلا ما طرح در دست اقدامي در اين استان نداريم كه برايش بودجه بگذاريم. اين حرف يعني چه؟ اين حرف يعني اين كه وزير به اصطلاح <در باغ نيست>! متاسفانه اصلاً اطلاع ندارد كه براي اين استان چه طرحهايي قبلا مصوب شده است. من در همين جا دلم ميخواهد مردم محروم استان بدانند كه اين وزير محترم در جريان مصوبات سفر مقام معظم رهبري نيست كه وزارت نيرو چه تعهدي را قبول كرده است! من معاون وزير را در مجلس ديديم و به اوگفتم: من به جز اظهار تاسف براي شما چيز ديگري ندارم كه بگويم. كه بعد از نطق من ظرف 24 ساعت وزارتخانه مربوطه 3 نامه متفاوت به مجلس زده است كه مضمون هركدام متناقض با ديگري است؛ اين است معناي استفاده از مديران كارآمد؟ بالاخره فرياد اثر خود را گذاشت و با كمك رييس محترم مجلس و آقايان باهنر و ابوترابي كار بزرگي صورت گرفت و تا حدودي كسري بودجه و مطالعه انتقال آب الموت به دشت قزوين جبران شد و در رديف قرار گرفت.
سال گذشته وزارت راه 200 ميليارد از مجلس گرفت تا بين استانهاي كشور توزيع كند، ولي به استان ما تنها يك ميليارد دادهاند، اين كجايش عدالت است؟ به وزارتخانه اعتراض كردم، در جواب ميگويند؛ آقاي رييسجمهور به برخي استانهاي ديگر قول بيشتري دادهاند، لذا مجبور شدهاند كه از سهم شما كم كنند. آخر اين دليل است كه حق استان محروم قزوين را به جاي ديگري بدهيد؟
- موضع نمايندهها در اين مورد چه بود؟
آقاي امير طاهرخاني كه موضعاش با ما يكي است، اما جالب اين است كه يكي از همكاران عزيز استاني از اعتراض من ناراحت شده بود و يكي از آنها ميگفت: چرا شما مطالبتان را اينگونه بيان كرديد؟ بنده عرض كردم از سر درد و ناراحتي از بي اعتنايي دولت به بودجه استان قزوين است. آقاي طاهرخاني حرف خوبي زد به دوست عزيزمان گفت: <اشكالي ندارد، شما هم كه نطق داريد مطالب را بيان كنيد>.
-اعتراض كردند؟
بله،آقايان رفتند و از كارها دولت تعريف و تمجيد كردند(!) و دست آخر هم فرمودند مديريت اين دولت خوب بوده است و باعث افزايش بعضي توليدات شده است! به هر جهت حق دارند، هر كس حق دارد انتقاد كند يا تعريف كند، ولي اصل تعامل است. وقتي اظهار كردند چرا سياهنمايي ميكنيد، شايد منظورشان بنده بودهام.
- به نظر شما اشكالي دارد كه كسي از خدمات دولت تعريف كند؟
به هيچ وجه اشكال ندارد. بنده احساس تكليف و انتقاد ميكنم چون مشكلات را ميبينم، به دورترين روستاهاي استان سركشي كردهام و ميدانم مردم به چه مصايبي دچار شدهاند و طبيعي است كه انتقاد ميكنم و يكي ديگر هم وظيفه خودش ميداند از دولت دفاع كند، اما حرف من اين است كه؛ همكار بنده نبايد دنبال خنثي كردن سخنان همكار خود باشد.
- آيا نمايندگان استان به فكر اين نيستند كه تعاملي با هم داشته باشند تا بهتر بتوانند مشكلات استان را حل كنند؟
جلسات مشتركي داشتهايم و يا با هم به وزارتخانههايي رفتهايم. از زمان تغيير استاندار هم دو جلسه مشترك برگزار شده است كه استاندار جديد هم حضور داشتهاند. اين جلسات در خدمت آيتا... باريكبين نماينده ولي فقيه و امام جمعه قزوين برگزار شده است. يكي از نتايج اين جلسات پيگيري افزايش بودجه آب كشاورزي استان و در رديف قرار گرفتن مطالعه انتقال آب شاهرود-الموت به دشت قزوين بوده است. البته فريادهاي ما و كمكهاي آقاي ابوترابي هم موثر بوده است.
- برخي معتقدند كه از زمان تغيير استاندار، شما كمي از تندي نطقها و سخنرانيهايتان كم كردهايد؟ آيا اين نوعي واكنش مثبت به اقدام دولت است؟
بله، من به دولتيها گفته بودم كه بخش عظيمي از مشكلات استان به دليل بيتدبيري استاندار است و اگر ايشان عوض شود، بنده هم در آن جاهايي كه حق مردم تضييع نميشود، كمي آرامتر با دولت برخورد ميكنم كه دولت هم با تعويض استاندار به ما پاسخ مثبت داد. الان هم اگرچه استاندار اخير هم عملاً كار جديدي انجام نداده است. اما دست كم نشان داده است كه انسان ماجراجويي نيست و اگرچه هنوز هم نقدهايي به برخي عملكرد مديريت ايشان هست، اما ما به قول خودمان پايبند بودهايم و از تندي سابق كم كردهايم، اما اين به آن معنا نيست كه به خاطر اين قول خودمان بر سر حق مردم مسامحه كنيم و در جايي كه پاي منافع مردم در ميان باشد، همچنان بر سر موضع انتقادي خود با همان شدت گذشته خواهيم بود و به اضافه با دولت دشمني كه نداريم اگر به مشكلات مردم برسند، تشكر هم ميكنيم.
-آقاي عليخاني! موضوع ارتقاء برخي مناطق استان به شهر به كجا رسيد؟
من در دولت خاتمي 6- 7 جا را براي تبديل به شهر پيگيري كردم و كارها را در استانداري، برنامه و بودجه و در سطح وزارت كشور دنبال كردم و قرار شد؛ امثال چوبيندر، نصرتآباد البرز، شريفآباد، كلج، اردلان، كلنجين، عصمتآباد و... تبديل به شهر شوند كه دولت وقت نهايت همكاري را داشت
اما عمر آن دولت كفاف نداد. به هر صورت كار اصلي تمام شد و جهت طرح به هيات دولت ارسال شد و از نظر قانوني كارها انجام شده است تا جايي كه اگر همكاري دولت نهم بود همان ماههاي اول دولت ايشان، اين مناطق شهر ميشدند، اما كاري نشد؛ زيرا اولاً مسوولان استان آمدند، البرز و چوبيندر را به بهانه اينكه نزديك شهر هستند و ميخواهيم ناحيه درست كنيم، از آن مجموعه مد نظر جدا كردند و مانع تبديل آنها به شهر شدند. در اين ميان، تنها شريفآباد شهر شد و بقيه ماندند و با وجود انجام كارهاي قانوني به حال خود رها شدند.
الان هم حرف من اين است؛ مگر چه موانعي براي تبديل اين نقاط به شهر وجود دارد و از همه اينها گذشته مگر شهرداريهاي؛ كوهين، سيردان، رازميان، معلم كلايه، آوج، آبگرم، شال، اسفرورين، دانسفهان، ارداق ؛ ضياآباد، نهاوند، نرجه، بيدستان، شريفآباد، اقباليه، خاكعلي، محمودآباد نمونه، محمديه، آبيك و بويينزهرا چقدر بودجه دارند كه اين حجم مشكلات را برطرف كنند؟ به جز دولت چه كسي ميتواند به داد اينها برسد كه شما آنها را به حال خودشان رها كردهايد كه متاسفانه در استان هم در گذشته و حال توجهي به اين شهرها نشده و نميشود كه نوعاً مردم گرفتار هستند.
چه كسي بيشتر از من براي شهر قزوين و استان فرياد زده؟ من چقدر ديگر بايد براي انتقال آب شاهرود به دشت قزوين سخنراني، پيگيري و مكاتبه كنم و تذكر بدهم تا جايي كه ركورد تذكر و مكاتبه را در مجلس بشكنم؟ كه بحمدا... با كمك آقاي ابوترابي يك قدم بزرگ در اين مساله پيش رفتيم.
- تحليلتان از تجمع گروهي كه درست بعد از نطق پيش از دستور شما در انتقاد به دولت برگزار شد، چيست؟
برگزاري چنين تجمعهايي چندان دور از ذهن نبود. تحليل اينها از انتقاد ما به دولت و اعتراض به بي توجهي به مردم محروم، اين است كه ميگويند؛ شما دنبال آسيب زدن به دولت هستيد. ميروند و عدهاي را جمع ميكنند و با نام بسيج دانشجويي و انجمن اسلامي، بيانيه سراسر توهين منتشر ميكنند و اين امكان را هم پيدا ميكنند كه يك تجمع غيرقانوني را برگزار كنند. در واقع حرف اين عده اين است كه؛ چرا به دولت انتقاد ميكنيد. اينها به نظر من اصلاً در جريان نيستند. من نماينده اين مردم هستم و ميان مردم رفت و آمد دارم و ميدانم چه وضعيتي است و براساس احساس شرعي و جايگاه قانونيام به دولت تذكر ميدهم، براي اينكه مشكل مردم را كه ميبينم احساس تكليف ميكنم. وقتي ميبينم با تمام تلاشهايم باز آن طور كه بايد گرهاي از مشكلات مردم باز نميشود، ناراحت ميشوم. همين شهر قزوين؛ شما ببينيد آيا در مقايسه با شهرهاي ديگر وضعيت خيابانها، امكانات شهري و...، چيزي عوض شده است؟ آيا كار بزرگي شده است؟ خب شهردار و شورا كه ديگر از ما نيستند كه باز ما را متهم كنيد؟ شمايي كه الان شهر را در قبضه داريد، چرا كاري نميكنيد؟ در همين آبيك، آقاي سعيديكيا وزير مسكن، كلنگ احداث واحدهاي تعاوني مسكن فرهنگيان را زمين زدند، و آقايان كار را شروع كردند كه تا حدودي كارها را هم پيش بردند ولي هنوز وام فرهنگيان را ندادهاند و كار نيمه كاره مانده است. زماني كه آقاي سعيديكيا به قزوين آمد، من اين وضعيت را در جلسه مطرح كردم، ايشان دستور دادند كه وامها را بدهند، ولي متاسفانه هنوز خبري نيست.
در بحث دانشجويان هم، بايد بگويم من هميشه تا آنجا كه توانستهام در دفاع از اين قشر صحبت كردهام و معتقدم دانشجو حق اظهارنظر آزادانه در مورد مسايل مختلف را دارد، منتها به شرطي كه حرفي بزند كه مستدل، مستند و منطقي باشد؛ چون از قشر دانشجو به جز اين هم انتظار نميرود، اما متاسفانه در جريان انتخابات اخير، عدهاي كه خودشان را عضو جامعه و انجمن اسلامي معرفي كردهاند، بيانيههايي را عليه من منتشر ميكردند كه سراسر غير واقعي و ايراد اتهام بود و بنده هم از حق قانوني خود استفاده كردم و از آنهايي كه دست به تخريب زدهاند، شكايت كردهام. الان هم ميگويم؛ اگر سند و مدركي عليه من در دست داريد، به دادگاه ارايه بدهيد. من فينفسه با بيانيه دادن و نقد خودم مشكلي ندارم، اما وقتي اتهامي ميزنيد كه بار حقوقي دارد، خب مشكلي نيست، ما كه كاري عليه شما نكردهايم، فقط شكايت كردهايم. شما هم كه ميگوييد سند و مدرك داريد، پس ديگر چه اعتراضي داريد؟ مگر اينكه به من بگويند شما در برابر اتهام كذب حتي حق شكايت هم نداريد كه اين حرف درست نيست و نميشود به بهانه آزادي تهمت بزنيد و بعد كه ببينيد مساله جدي شده و مدركي در دست نداريد، دست به برگزاري تجمع غيرقانوني بزنيد و هياهو كنيد. ديديد كه با حمايت دستهاي پنهان و آشكار، آن تجمع را برگزار كردند و با آن تعداد كم، وزن اين عده در شهر هم مشخص شد و با وجود آن حجم بالاي تبليغات و فراخوان از مردم، چند ده نفر بيشتر دنباله حرفشان را نگرفتند و بعد به دروغ گفتند كه عليخاني عقب نشيني كرده و شكايتش را پس گرفته است!
- يعني ميخواهيد بگوييد شما شكايتتان را پس نگرفتهايد؟
اساسا مشكل اينها چيز ديگري است، آن هم وجود من است كه به دنبال مطالبات مردم هستم.
در مورد آنهايي كه اتهام ناروا و دست به تخريب ميزنند، بدانند كه با استفاده از حق قانوني خودم، قاطعانه تا آخر كار ايستادهام تا ادعاي كذب اين افراد مشخص شود و پاسخگوي هتاكيهاي خود باشند.
- برخي از اين افراد اتهامات اقتصادي به شما وارد كردهاند.
اينها مدعي هستند كه مالاندوزي كردهام، البته اين جريان در كشور هر مقام و شخصيت بزرگي را خواستند تخريب و يا از صحنه خارج كنند، از اين گونه ابزار ناصواب استفاده كردند. بسيار خوب مدارك را بياوريد؛ ميگوييد قدرتطلبم، خب الحمدا... كه خودتان ميگوييد دولت نهم مقتدر است و همه نهادها در دست شماست كدام فرماندار، كدام بخشدار و كدام وزير با ماست؟ به جز مردم كه هميشه در انتخابات و مانند آن -برخلاف ميل شما- حامي ما بودهاند، چه مقامي با ما همراهي كرده است؟ اولاً خيلي از مسوولان از زندگي و وضعيت مالي من باخبرند، هر چند من بايد اينجا اعتراف كنم؛ چندان هم ناخرسند نيستم كه دورنماي ما را اين قدر از لحاظ مالي اغراق شده تصور كنند؛ چون ما از بازتاب اين مساله در ميان مخالفان راضي هستيم! اما به آقايان عرض كنم اگر واقعا دنبال افراد مالاندوز هستيد برويد بعضي از افرادي كه به عنوان مسوول با دست خالي به اين شهر آمدند اما امروز املاك و ثروت زيادي براي خود و حتي همسرشان اندوختهاند را پيدا كنيد. اگر روزي لازم شد آنها را افشا خواهم كرد. زمين و باغ و كارخانه و موارد ديگرشان را. تازه اين افراد با كمال تاسف ادعاي ارزشي بودن هم ميكنند در واقع آدرس غلط ميدهند تا رد گم كنند.
من فكر ميكنم اينها به دليل ديد محدود خودشان نميتوانند ما را تحمل كنند. توانايي من در جذب كمكهاي مالي و يا هزينهاي كه براي بعضي از مراكز مذهبي ميكنم براي اينها عذابآور است. من اگر مالي هم داشتم، الحمدا... خرج اين مردم كردهام زيرا دعاي همين مردم است كه باعث ميشود مخالفان بيانصاف، اين گونه سرگردان شوند. من به اين عده كه دايماً از زراندوزي و امثال اين ميگويند و خودشان هم ميدانند كه اين حرفها فقط از سر بغض و سياسيبازي است، ميگويم؛ اگر به جز شايعه و تخريب، سند و مدركي داريد، ارايه بدهيد و اصلاً اين ثروت ارزاني شما باشد! اين قزويني را كه ديگر شماها وجب به وجباش را ميشناسيد، برويد بگرديد، پيدا كنيد و برداريد مال شما! الحمدا... اطلاعات و آمار كه داريد و گاه و بيگاه ارايه ميدهيد، اين آمار و اطلاعات ما را هم در بياوريد تا مردم ببينند چه كساني در اين استان مال و املاك اندوختهاند!
يك مثال براي شما بزنم؛ در زمان دولت آقاي خاتمي و پس از انتخابات، براي هزينههاي عمراني چند روستا150 ميليون تومان گرفتم و هزينه آنها كردم. يك مسوول نظامي در استان سخنراني كرده بود و به دروغ گفته بود كه در بحبوحه انتخابات، پول گرفتند و بردند در قلههاي الموت و آوج خرج كردند! اصلاً طرف حواساش نبود كه اين مساله مربوط به پس از انتخابات بود، تازه اگر من توانستهام چنين كمكي را براي مردم جذب كنم و خرج خودشان كنم، اين امتياز است، نه ضعف. تازه خودتان هم در همه موارد معترفايد كه اين پولها خرج مردم شده است، پس چه اشكالي دارد مشكلي از مردم حل شود، لابد انتظار داشتيد اين پولها خرج تجمعات غيرقانوني يا ديگر كارهاي شما ميشد. الان هم كه دولت و قدرت در دست مخالفان است، ميبينيد كه به حول و قوه الهي همچنان تا جايي كه توانستهام در خدمت مردم بودهام و اين لطف الهي است كه با وجود كارشكنيها، باز هم مردم متوجه اين خدمات هستند و اين گونه پاي خدمتگزار خودشان ايستادهاند. اين از قدرت و توانايي و روحيه من است و همه اينها را هم پس از خدا، مديون همين مردم لايق روستاها و شهرهاي استان هستم و اگر اين حرفها براي مخالفان سخت است، بدانند تا لحظهاي كه زنده هستم اين خدمات و تلاشها ادامه دارد و اگر پولي هم داشته باشم خرج اين مردم ميكنم؛ اگرچه فكر ميكنم مخالفين، اين جور چيزها را نديدهاند و در روحيه خودشان اين قدر گذشت را نميبينند، كارهاي ما به نظرشان خيلي عجيب به نظر ميرسد.
- انتخابات رياست جمهوري نزديك است. ارزيابي شما از وضعيت كشور در آستانه انتخابات چيست؟
براي من، اداره كشور و حفظ آبروي كشور، امام و رهبري و رفاه مردم در اولويت است. هر دولتي با تدبير عمل كند، منطقي عمل كند و خدمت به مردم كند، ما دست آن دولت را ميبوسيم. براي من در بحث حل مشكل مردم، چپ و راست مطرح نيست، اگر هم به اين دولت انتقادي ميكنيم، فقط به خاطر شعارهاي انجام نشدني و وعدههاي غيرعملي آن به مردم بوده است.
زياد هم دور نميرويم، شما ببينيد چند درصد قولهايي كه دولت نهم به استان دادهاند، اجرا شده است؟ اين وضعيت مختص استان ما نيست، همين نماينده ايلام در همان نطقي كه من به وضعيت بودجه استان اعتراض كردم، نطق كرد و معلوم بود كه در استان ايشان هم همين اتفاق افتاده است.
انتخابات رياست جمهوري نزديك است و اگر دولت جديد همكاري كند بهتر ميتوانيم به مردم خدمت كنيم. از اين نظر اگر دولت اصلاحطلبي بر سر كار بيايد براي بنده ومردم به لحاظ حل مشكلات بهتر است؛ چون ميدانيم دستكم اين چند قدمي كه براي مردم برميداريم، با كارشكني مسوولان جناحي، دچار وقفه نميشود.
- خود شما از كدام جناح يا گرايش حمايت خواهيد كرد؟ و آيا تعدد نامزدهاي اصلاح طلب را به زيان آنها نميبينيد؟
بنده دلم ميخواهد يك اصلاحطلب سركار بيايد، چون به نظر من براي حل مشكلات كنوني چارهاي به جز تغيير وضعيت و روي كار آمدن يك دولت با تدبير و اهل تعامل نيست.
-اگر يكي از آقايان اصلاح طلب در سفر انتخاباتي خود به قزوين بيايد، شما چگونه عمل خواهيد كرد؟
آقايان كروبي، ميرحسين يا خاتمي هر كدامشان به قزوين بيايند، مطمئن باشيد كه من آنها را در جهت حمايت از طيف اصلاحطلب همراهي خواهم كرد، اما معنايش اين نيست كه در اعلام حمايت نهايي خودم- به دليل همراه شدن در سفر انتخاباتي فلان نامزد از آن نامزدي كه مشخصا مد نظر دارم، اعلام حمايت نكنم. بنابر اين در نهايت كانديداي اصلي خودم را اعلام خواهم كرد، چون هدف من برد اصلاحطلبهاست كه شانس بيشتري دارند ولي احترام همه عزيزان لازم است و خدمت آقاي كروبي و ميرحسين موسوي نيز ارادت دارم.
به نظر من اصلاحطلبها دو گروه هستند؛ يك عده مثل افراطيهاي جناح اصولگرا، حرفهايي ميزنند كه هيچ فايده عملي ندارد، به جز اينكه باعث تنش شوند و بهانه به دست رقيب بدهد و بعد كه ميبينند خراب كردهاند، شروع به توجيه ميكنند. اينها كارهايشان از اساس عليه اصلاحطلبهاست و من همان ايرادي كه به بخشي از اصولگرايان دارم، به اينها هم دارم. بنابراين وقتي ميگويم من حامي اصلاحطلبها هستم، منظورم گروه دوم يعني افراد معتدل، منطقي و معتقد اين طيف است و توصيهام هم به اصلاحطلبان اين است كه؛ اين بار اگر پيروز شدند، هم اعتدال را حفظ كنند و هم مساله اقتصاد را بيش از گذشته مورد توجه قرار دهند كه الان اولويت اصلي مردم اين مساله است و بايد از شعار كم كرد و به عمل پرداخت.
- نظرتان در مورد تندروهاي اصولگرا چيست؟
اولاً؛ بخشي ازمحافظهكاران، بسيار بد عمل كردند، يعني اگر برخي تندروهاي دولت گذشته تحمل مخالف را نداشتند و بد عمل ميكردند، در دولت احمدينژاد به مراتب بدتر و بيرحمانهتر عمل شد.
ضمن آنكه معتقدم؛ يك جناح به تنهايي نميتواند مشكلات كشور را حل كند و چارهاي نيست به جز اينكه عقلاي هر دو جناح صادقانه در كنار هم، از سياسي كاري دست بردارند و مشكلات را حل كنند. تجربه نشان داده است كه يك جانبه عمل كردن فايدهاي نداشته است؛ چه راست و چه چپ! بنابراين ما نيازمند دولتي هستيم كه تحمل مخالف منطقي را داشته باشد و من معتقدم؛ در حال حاضر اصلاحطلبان به اين نتيجه رسيدهاند، اما اصولگرايان هم بايد به اين برداشت برسند. من بارها در همين مجلس به اصولگرايان گفتم كه تمام سرنوشتتان را با دولت نهم گره نزنيد، براي اينكه او در خيلي جاها اصلا شماها را هم قبول ندارد.
بنابراين اصولگرايان هم بايد دنباله جريان منطق و اعتدال را بگيرند. مثلاً؛ امروز من سخنان اخير آقاي بادامچيان در تاييد دولت را ميخواندم و از خودم پرسيدم كه آيا واقعاً اين حرفها را از روي اعتقاد ميزند، ايشان فرد معتقدي است. من در زمان شاه با ايشان، هم بند بودهام، اما جوري حرف زدهاند كه من از خودم پرسيدم؛ يعني اين بادامچيان همان بادامچيان قبل از انقلاب است و يا اينكه اگر اين حرفهاي بادامچيان در مورد دولت درست است، پس آن حرفهاي آقاي عسگراولادي چيست كه گاهي در بحث سوء مديريت دولت نهم با ما هم عقيده است ويا انتقادهاي آقاي حبيبي دبير كل حزب موتلفه چيست؟
- منتقدان شما ميگويند كه شما تنها بر نقاط ضعف تكيه كردهايد.
البته انتقادهاي من به آن معنا نيست كه اگر احياناً كاري هم شده است، ما غيرمنصفانه منكر آن شويم؛ من از آن دسته از وزرا كه همكاري كردند، تشكر ميكنم، منتها انتظار من اين بود كه آن شعار عدالت محوري و مهرورزي واقعاً اجرا ميشد، اما اين اتفاق نيفتاد. سهام عدالت مشكلي را حل نكرد، اگرچه اصل حركت قابل تقدير بود، اما وام ازدواج و طرحهاي مسكن و امثال آن راه به جايي نبرد، لذا با همه انتقادها دوست داشتم و دارم كه ايشان در آنجايي كه كارشان به درد مردم ميخورد، موفق باشند؛ چون هر چه باشد اين دولت هم عليرغم برخي نامهربانيهايش، دولت انقلاب است و موفقيتاش هم به حساب انقلاب نوشته ميشود.
- پيش بيني شما در مورد نتيجه انتخابات آتي چيست؟
اصولاً پيشبيني در انتخاباتهاي ما كار دشواري است، اما من تحليلم اين است كه اصلاحطلبها پيروز ميشوند و بخش اعظمي از كساني كه در آن دوره به دولت نهم راي دادند، اكنون از آراي خود برگشتهاند و اين را هم قبول ندارم كه برخي اصولگرايان به اعتبار اين جمعيتي كه در سفرهاي استاني به استقبال آقاي رييسجمهور ميروند، حكم به پيروزي قطعي ايشان بدهند، چون در دولتهاي قبلي هم مردم به واسطه علاقهاي كه به انقلاب دارند، به استقبال روساي جمهور رفتهاند. بنابراين نميتوان به طور قطعي گفت جمعيت استقبال كننده، موقع انتخابات هم راي به ايشان ميدهند؛ اگرچه اگر راي هم دادند، هيچ اشكالي ندارد؛ چون هر كس آزاد است به هر كسي كه ميخواهد راي بدهد و البته مشكلاتش را هم تحمل كند.
- سخن آخر؟
آرزوي قلبيام امكان بهرهمندي مردم با لياقت استان قزوين از امكانات است، كشور در زمان دولت نهم برخلاف دولت آقاي خاتمي بالاترين درآمد نفتي را داشته است، اما متاسفانه به دليل سوءمديريتها مردم از اين منابع بهرهمند نشدند و فقط تورم و گراني نصيبشان شد و من اميدوارم سال جديد براي مردم سال رهايي از مشكلات باشد.
- با توجه به اينكه اخيرا جنابعالي به عضويت كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي درآمدهايد، از مسايل استاني و كشوري به سراغ مسايل مربوط به حوزه بينالملل ميرويم. به نظر شما پايان دوره بوش و روي كارآمدن اوباما، تا چه حد بايد از سوي ايران به عنوان يك فرصت مورد توجه قرار گيرد؟
مقام معظم رهبري فرمودهاند كه هر وقت آمريكا دست از سياست استكباري بردارد، ما مشكلي براي برقراري رابطه نداريم. بالاخره ما بايد با تعامل، منطق، حفظ عزت، كرامت و ارزشها، از فرصتها استفاده كنيم. به نظر من با توجه به روي كار آمدن دولت اوباما، نبايد فرصتسوزي كرد، فيالمثل؛ وقتي اوباما چراغ سبز نشان ميدهد، لازم نبود دولت نهم بلافاصله واكنش تند نشان دهد، هر چند در هر صورت بالاخص در مساله آمريكا، ما تابع رهبري هستيم و در نهايت تدبير ايشان فصلالخطاب است. اما شما ببينيد در تهاجم و تجاوز اخير رژيم صهيونيستي به غزه، چه كسي فكر ميكرد حماس اين گونه مردانه مقاومت كند و پس از آن هم چه كسي فكر ميكرد نمايندگان حماس با نيروهاي ابومازن در قاهره تن به مذاكره بدهند، اما خب طبيعي است در عالم سياست بايد براي ناكام گذاشتن دشمنان، آنجا كه لازم است از فرصتها در جهت مصالح كشور استفاده كرد.